X
تبلیغات
کنکاو در هنر و معماری -
 

رم کولهاس، بت شکن فرهنگی، جهان درحال انبساط 

 

در اوایل قرن بیستم و در سال 1919 والتر گروپیوس مدرسه معماری باهاس را بر اساس وحدت نقش

معمار، هنرمند و صنعتگر بنیان نهاد؛ چند سال بعد، لوکوربوزیه در سال 1923 کتابی را با عنوان "بسوی

یک معماری" منتشر کرد که این کتاب برخوردی انقلابی با معماری همان زمان محسوب می­شد. وی در این

کتاب با شور فراوان از شگفتی های صنعت و از استاندارد سازی بناها همچون تولیدات صنعتی صحبت می­

کرد. در حقیقت اینها سالهای آغازین شکل گیری بنیانهای معماری مدرن محسوب می­شدند. بین سالهای 34-

1929 لوکوربوزیه بیشتر نظریات خود در باب شهرسازی را در بسیاری از شهرهای آمریکای جنوبی،

 آفریقا و اروپا بصورت طرح­های پیشنهادی ارائه کرد و حتی در بخش هایی از شهر پاریس نیز با استفاده از

 سیاست "تخریب از بن" ساختمانهای مورد نظر خود را جایگزین بخش هایی از بافت فرسوده شهری نمود.

در این سالهای بی­ثبات در فاصله زمانی 1925 تا 1933 ، مدرسه باهاس بدست نازی ها بسته شد و درنتیجه کارگاه های مختلف در نقش هنرمند- صنعتگر به طراحی در تمام مقیاس ها برای برآورده ساختن احتیاجات روزمره و یا به عبارتی طراحی "از قاشق تا شهر" می­پرداختند. با احداث ویلا ساووا در سال 1931 معماری مدرن با اصول پنج گانه لوکوربوزیه – بنا روی پیلوت، باغ بام، پلان آزاد، پنجره در درازا و نمای آزاد – تثبیت شد و تا امروز به عنوان بن مایه های معماری مدرن شناخته می­شود.اما سال 1944 مصادف با ولادت ستاره نوظهوری در معماری مدرن بود. کسی که جایزه معماری پریتزکر سال 2000 را از آن خود نمود و با نگرشی نوین به معماری مدرن، حلقه واسط هزاره دوم و سوم میلادی در معماری لقب گرفت. رم کولهاس که متولد رتردام هلند است بین سالهای 1952 تا 1956 در اندونزی مقیم

بود و سپس به عنوان خبرنگار و فیلم نامه نویس در آمستردام ساکن شد. پس از آن به لندن رفت و به تحصیل

معماری در مدرسه AA پرداخت. در سال 1972 با کسب بورس تحصیلی عازم ایالات متحده شد و در آنجا

اقامت گزید. وی در آمریکا شیفته نیویورک شد و با چاپ کتاب "هذیان نیویورک (Delirious Newyork)"

در سال 1978 به زودی مشهور گشت. حدود بیست سال بعد کولهاس با کتاب "کوچک،متوسط،بزرگ،کلان

n  (S,M,L,XL)" نشان داد که ایده اصلی مدرنیسم با معماری و شهرسازی مدرن در تضاد است و برای حل مسائل امروز باید با توجه به واقعیت که وی آن را "رئالیسم نو" می­نامد، روح اصلی مدرنیسم را احیاء کرد. موضوعاتی که کولهاس با پیوستگی شایان توجه به آنها می­پردازد، از یک واحد مسکونی تا شهر و کلانشهر توسعه می­یابند. برای او معماری و شهر باهم عجین هستند. او معتقد است که بدون داشتن ایده ای از شهر، فعالیت در زمینه معماری یک تجربه ناکامل باقی می­ماند. بدین ترتیب وی با ارائه نظریات خود در باب

شهرسازی، شهر آرمانی سه میلیون نفره، Plan Vois و شهر تابان لوکوربوزیه را که همگی بر اساس

سیاست "تخریب از بن" طراحی شده اند رد می­کند. وی معتقد است که برخلاف مدرنیست­ها که از شبکه راهها و دیگر تجهیزات شهری برای ایجاد وحدت فیزیکی و یگانگی عملکردی استفاده می­کردند، اکنون این

است. در معماری مدرن آغازین اثر معماری از طریق حرکت در بیرون و درون ساختمان درک می­شود، اما

امروزه با توجه به اینکه وسایل ارتباط جمعی الکترونیک و وسایل حمل و نقل عمومی شیوه و سرعت کشف

و درک معماری را تغییر داده­اند، حتی عامل زمان به عنوان بعد چهارم معماری نمی­تواند مساله طراحی را

حل کند. ما با زمانیت های مختلفی روبرو هستیم که معمار قادر به کنترل آن نیست. همانطور که زمان خرد

شده است، واقعیت فیزیکی شهرهای ما نیز خرد شده اند.

در پس ظاهر دریده و واقع گرای نوشته های کولهاس، یک تفکر نو افلاطونی و ایده آلیست پنهان است. توجه

به ساختار در نظر کولهاس از نحوه سازماندهی کتابش (S,M,L,XL) کاملا آشکار است. اگر کتاب قرار

است واقعیتی را بیان کند، این بیان نمی­تواند فقط از طریق معانی صورت پذیرد. ساختار کتاب و شکل

سازماندهی آن تبلور ایده های کولهاس در مورد واقعیت امروزی معماری و شهرسازی و قواعدی است که به

معماری واقع گرا شکل می­دهند. کتاب از بخش­هایی تشکیل شده که فقط بر اساس کمیت، یعنی اندازه اثر

تنظیم شده­اند و این مساله خود، اشاره­ای به اهمیت کیفی کمیت ها در کلانشهر امروزی است. مطالب

بصورت مجموعه ای از نکات مفید ولی فاقد پیوستگی سنتی معنایی، لابه­لای تصاویر کتاب گنجانده شده­اند.

هدف کولهاس این است که کتاب را بدون نیاز به شروع از صفحه اول، از هر کجا بتوان شروع کرد و به هر

ترتیبی که خواننده مایل است قابل مطالعه باشد. این تبلور ادبی زمانیت خرد شده جهان امروز و عدم پیوستگی

ساختاری بین واقعیات شهری است. از نظر وی در مجموعه های بزرگ شهری به دلیل وجود ابعاد وسیع،

شفافیت عملکردی و رابطه مستقیم بین شکل بیرونی و درونی مجموعه از بین می­رود و اینها به موضوعات

متفاوت طراحی تبدیل می­شوند. اگر امکان عملی به نمایش درآوردن کلیت ساختمان در یک نظر و ایجاد

رابطه شکلی بین اجزای درونی و بیرونی ساختمان وجود ندارد، چه اصراری است که طرح ساختمان از

الگویی وحدت دار و هندسه ای تمامیت گرا تبعیت کند. در شهر جدید "لیل" که طرح جامع آن توسط کولهاس

تهیه شده، شبکه های ترافیکی که علل پیدایش این شهر جدید هستند، بصورت ساختاری مستقل درآمده اند که

معماری­ها به گونه ای ظاهرا تصادفی خود را با آن تطبیق داده اند. بحث نوعی "تصادف" برنامه ریزی شده

و عمدی است که یکی از اصول اصلی کار کولهاس است.

در کارهای وی در مقیاس خردتر، تکنولوژی جدید و خصوصا آسانسور موجب شده است که طبقات مختلف

یک ساختمان، موجودیتی مستقل و غیر پیوسته بیابند. پلکان به عنصری فرعی تبدیل شده و وحدت عمودی

در بنا معنایی ندارد. این اصلی است که تحت عنوان "مقطع آزاد" بیان می­شود و در حقیقت حد نهایی پلان

آزاد لوکوربوزیه است و به "آزادی فضا" تعبیر می­شود. در این حالت طبقات بصورت پدیده­هایی مستقل و

متفاوت، روی یکدیگر قرار می­گیرند و ساختارهای مستقلی بر روی هم به نمایش گذارده می­شود. در اکثر

آثار کولهاس تضاد و عدم پیوستگی تنها بعد شکلی دارد. در حقیقت در بعد تئوریک یک انسجام کامل بین

آثار وی وجود دارد، بدین معنی که به لحاظ متدولوژی و مفهومی هیچ فرقی بین مقیاس خرد و کلان در

کارهای او وجود ندارد و از این طریق، تضاد همیشگی بین مقیاس های مختلف از بین رفته است. حتی در

جزئیات ساختمان­های او نظیر نما و پنجره­ها، عدم پیوستگی و همنشینی اضداد به چشم می­خود؛ انگار،

عناصر متشکله بناها بدون نظم واحدی کنار یکدیگر قرار گرفته اند. وحدت؛ تبلور سکون، تمامیت، تعمق و

از پیش مقدور کردن امور است، درحالی که وی به دنبال ناتمام، حرکت، درک جزئی و ناپیوسته و زیبایی

شناسی نابهنگام است. عامل حرکتی از مشخصه های اصلی کار وی است و در اکثر آثارش بخشی از ایده

های اصلی پروژه را به خود اختصاص می­دهد. در هر پروژه کولهاس سعی می­کند با یک مساله اصلی و

ساختاری طراحی برخورد کند و به همین جهت آثار وی بیش از ابداع به کشفیاتی علمی می­مانند. آنچه مسلم

است کولهاس با وجود زبان فرمال کاملا تجریدی و محتوای تئوریک آثارش به دنبال نوعی طراحی امکان

پذیر برای جهان امروز است. برای دستیابی به این هدف به نوعی نقش "بت شکن فرهنگی" را ایفا می­کند. او

تمام معیارهای جا افتاده طراحی زیبا را کنار می­گذارد. بحث وی منحصر به راه حل نیست و قواعد اصلی

نظیر "ترکیب (Composition)" را به نقد می­گذارد. حرمت شکنی وی از سطح ایده های کلی و بحث های

ساختاری طراحی برخورد کند و به همین جهت آثار وی بیش از ابداع به کشفیاتی علمی می­مانند. آنچه مسلم

است کولهاس با وجود زبان فرمال کاملا تجریدی و محتوای تئوریک آثارش به دنبال نوعی طراحی امکان

پذیر برای جهان امروز است. برای دستیابی به این هدف به نوعی نقش "بت شکن فرهنگی" را ایفا می­کند. او

تمام معیارهای جا افتاده طراحی زیبا را کنار می­گذارد. بحث وی منحصر به راه حل نیست و قواعد اصلی

نظیر "ترکیب (Composition)" را به نقد می­گذارد. حرمت شکنی وی از سطح ایده های کلی و بحث های

انصراف شورای شهر بسازد، اما چیزی را که در طی زندگی حرفه ایش بوجود می­آورد بی­شباهت به باهاس

گروپیوس نیست. وی علاوه بر تحقق بخشیدن به طرح هایش در مقیاس خرد و کلان و ارائه نظریات و

تئوری های نو در زمینه های مختلف، دفاتر معماری OMA و AMO را بنیان نهاد که بطور مثال بین

سالهای 1993 تا 2003 در مدرسه- دفتر AMO حدود 500 نفر بیش از 120 پروژه معماری، شهرسازی

و تحقیقاتی را اداره کرده اند. هرچند طرح های ساخته شده به نسبت کل، بسیار کم است اما تولید اندیشه در

دفتر کار وی اعجاب انگیز است، بطوری که افرادی که بعدها تحت عنوان معماران مولف، گروه هایی نظیر

n   MVRDV، FOA و ... را بنا نموده اند، مدتها در دفتر معماری کولهاس به کار اشتغال داشته اند.

بی دلیل نیست که مجله وایرد – که یکی از معتبرترین مجلات در پیگیری تحولات تکنولوژیکی است- در

شماره ژوئن 2003 با استفاده از نام خود مجله، رم کولهاس را یکی از سیم پیچ شده ترین معماران دنیا

معرفی می­کند، معماری که هنرش از طراحی علایم راهنمایی داخل بنا تا طراحی شهری و تئوری های

مدیریت، توسعه می یابد.اگر زمانی لوکوبوزیه برای تحقق بخشیدن به افکارش، تمام جهان را درمی­نوردید و

به گسترش ایده های خود می­پرداخت اما در دو دهه سالهای آخر زندگیش گفتگو با دنیا را قطع کرد و  گوشه

نشینی را در پیش گرفت، برعکس کولهاس به جای استفاده از فرمولهای فرسوده آکادمیک چون برگزاری

سخنرانی، سمینار و کارگاه، نوع جدیدی از گفتگو با جهان را بنیان نهاد. حال اگر لوکوربوزیه را جهانی در

حال انقباض در نظر بگیریم، رم کولهاس با ایجاد باهاس نوینی چون OMA و AMO، جهانی در حال انبساط می­باشد.

ميدان دارويني

مرکز هنر و تکنولوژي رسانه اي

کارلسروهه، آلمان

مسابقه، پيشبرد طرح، 92-1989

مرکز هنر و تکنولوژي رسانه اي ، يک تجربه است، يک فضاي دارويني، که رسانه هاي متفاوت- کلاسيک و آينده نگر- در آنجا با هم رقابت مي کنند و بر همديگر تأثير مي گذارند.

اين ساختمان تعداد زيادي از برنامه هاي متفاوت را سازمان دهي مي کند و در حالي که به احتياجات خاص آن توجه شده است، همزيستي آنها، بيشترين تأثير متقابل را تامين مي کند. رويارويي آنها، حالت دوگانه اي را توليد مي کند. ساختمان پنج برنامه دارد: 1- آزمايشگاهي براي صدا وتصوير(کامپيوتر وويدئو)، تئاتر رسانه اي 2- موزه ي رسانه 3- موزه ي هنر معاصر

سالن سخنراني 5- ساير نيازمندي ها در يک برج منفرد جمع شده اند - نيمه ي پايين آن شامل فضاهاي توليد است و نيمه ي بالاي آن به نمايش اختصاص داده شده است.

يک سيستم دسترسي عمومي به دور هسته ي مرکزي مي چرخد، و در يک لحظه ي استراتژيک، در مرکز فعاليت ها تغيير شکل مي دهد. از نظرمعماري، ZKM بيانيه اي براي نوع جديدي از ساختمان عميق/ بزرگ است، که عناصر شکسته ي معماري هاي جديد، مي توانند دوباره با نوعي سازماندهي، که هيچ گونه وابستگي به ترکيب بندي و نقد زيبايي شناسانه ندارد، برروي هم نصب شوند.

محدوده اي است با تکنولوژي پيشرفته، که پيچيدگي و آزادي را بطور همزمان دارد.

زندگي دروني جعبه؟

مرکز هنرهاي معاصر

روتردام، هلند

ساخته شده، 1992

برنامه ي پروژه، سه مجموعه فضاي نمايشگاهي بزرگ- که قابليت استفاده بصورت پيوسته به هم يا مستقل را داشته باشد- يک سرسرا و يک رستوران با دسترسي اختصاصي را خواسته بود.

سايت حالت دوگانه اي را ايجاد مي کرد: ضلع جنوبي با بلوار ماس محدود مي شد و ضلع شمالي در سطحي پايين تر رو به پارک موزه داشت.

ساختمان شامل مکعبي است که با دو راه بريده شده است: يکي، راهي که از شرق به غرب و به موازات بلوار ماس کشيده شده است؛ ديگري، سطح شيب دار عمومي که در راستاي شمال- جنوب کشيده شده است.

با اين داده ها و اين حقيقت که امتداد راه ها مربع را به چهار قسمت تقسيم مي کند، چالش آغاز شد: چگونه موزه اي طراحي کنيم که داراي چهار قسمت مستقل است- سکانسي از تجارب متضاد که هرگز در يک سطح مارپيچ و پيوسته شکل نخواهند گرفت. از سوي ديگر، چگونه مي توان يک مارپيچ را در چهارمربع جدا از هم تصور کرد؟

ايده ي اين ساختمان يک سيرکولاسيون پيوسته است. سطح شيب دار پياده با يک ديوار شيشه اي به دو قسمت تفکيک شده است و بيرون را از درون تفکيک مي کند. يک راه به سمت فضاي عمومي حرکت مي کند و ديگري قسمتي از سيرکولاسيون است. سطح شيب دار دوم، به موازات و بلعکس، به سمت سرسرا و رستوران حرکت مي کند. در ترازي که هر دو سطح شيب دار به هم مي رسند، ورودي تعريف مي شود.

دوکتابخانه ي ژوسيو

پاريس، فرانسه

مسابقه (رتبه ي اول)، 1993

ژوسيو يک ساختمان نيست، بلکه يک شبکه ي سه بعدي است. در اين پروژه، سطح حياط را بعنوان يک فرش جادويي انعطاف پذير تصور کرديم. آنرا به شکل سطوح فشرده اي تا کرديم، تا هنگامي که آن سطوح به هم مي رسند، به يک شبکه تبديل شود. اين سطوح، بعنوان سيرکولاسيون شبکه ي ژوسيو درنظر گرفته شدند. سطوح جديد، مانند يک شهر، برنامه ريزي شده اند: عناصر خاص کتابخانه ها، مانند ساختمان هاي درون شهر، در حوزه ي عمومي جديدي قرار داده شده اند.

به جاي فشرده کردن فضاها در هر طبقه، مقاطع هر طبقه، به شکلي ماهرانه، طبقات بالا وپايين را به هم متصل مي کنند. -

دوکتابخانه ي ژوسيو

پاريس، فرانسه

مسابقه (رتبه ي اول)، 1993

ژوسيو يک ساختمان نيست، بلکه يک شبکه ي سه بعدي است. در اين پروژه، سطح حياط را بعنوان يک فرش جادويي انعطاف پذير تصور کرديم. آنرا به شکل سطوح فشرده اي تا کرديم، تا هنگامي که آن سطوح به هم مي رسند، به يک شبکه تبديل شود. اين سطوح، بعنوان سيرکولاسيون شبکه ي ژوسيو درنظر گرفته شدند. سطوح جديد، مانند يک شهر، برنامه ريزي شده اند: عناصر خاص کتابخانه ها، مانند ساختمان هاي درون شهر، در حوزه ي عمومي جديدي قرار داده شده اند.

به جاي فشرده کردن فضاها در هر طبقه، مقاطع هر طبقه، به شکلي ماهرانه، طبقات بالا وپايين را به هم متصل مي کنند. -

در اين راه مسيري منفرد، مانند يک بلوار داخلي کج و معوج، از کل ساختار مي گذرد. بازديدکنندگان مانند بودلر ولگرد مي شوند، بازديد مي کنند و با دنياي کتاب ها و اطلاعات و سناريوي شهر فريب مي خورند.

خانه ي بردو

بردو، فرانسه

ساخته شده، 98- 1994

خانه ي بردو، براي خانواده اي که شوهر آن در اثر تصادف معلول شده بود، طراحي شد. مرد از ويلچر استفاده مي کرد و به معمار گفته بود: من يک خانه ي ساده نمي خواهم . خانه اي پيچيده مي خواهم، چون اين خانه، همه ي دنياي مرا تشکيل مي دهد. بنابراين، مي خواهم کاملاً غيرمنتظره باشد. آنها تپه اي را خريدند، که ديد پانوراميک به شهر داشت. کولهاس خانه اي طراحي

کرد که در واقع از سه خانه ي روي هم تشکيل مي شد. پايين ترين خانه، مانند يک غار بود که قسمتي از آن در دل تپه قرار داشت.

بالاترين خانه، به دو قسمت تقسيم شده بود، يکي براي زوج وديگري براي بچه ها . در واقع مهمترين خانه- خانه ي مياني- تقريباً پنهان است و فضاي زندگي، بينابين يک جعبه ي شيشه اي که نيمي بيرون و نيمي درون است، قرار گرفته است.

يک ديوار که در کنار آسانسور قرار دارد، هر خانه را به دوقسمت تقسيم مي کند و شامل همه ي مايحتاج شوهر مي شود- کتاب ها، آثار هنري، و در زمين: شراب،و .... حرکت آسانسور باعث تغيير معماري خانه در هر زمان مي شود. گويي ماشين، قلب تپنده ي خانه است.

روتردام جديد

موزه ي معماري

روتردام، هلند

انجمن معماري هلند، نشانه ي آرشيو معماري ملي امکانات تحقيق و شکل معمارانه در سطح جامعه است و مي خواست اين ويژگي ها را در موزه اش نشان دهد ساختمان از رويارويي دو عنصر بوجود آمده است: يک سکوي چهارضلعي، براي کليه فعاليت هايي که به ابعاد دقيقي نيازمند اند- که درون يک فرم سه ضلعي قرار گرفته است- و قسمت هاي عمومي و اصلي برنامه را تعريف کرده است: فضاهاي نمايشگاهي و کتابخانه.

سکوي چهارضلعي فعاليت هاي گروهي و تحقيق را تعريف مي کند، و فضاي اطراف آن، دسترسي ها را تامين مي کند.

در قسمت ورودي، جايي که سکو و فضاي مثلثي در موازات هم قرار مي گيرند، براي شکل دادن به سرسراي اصلي، حفره اي ايجاد شده است. مجموعه اي از سطوح شيب دار عريض، سقف سکو را به

تالار متصل مي کنند و بر بالاي بام سکو، يک رستوران قرار گرفته است. در اطراف سکو هم فضاهاي نمايشگاهي قرار گرفته اند. نمايشگاه هاي متغير (در غرب) و کتابخانه (در جنوب) . آرشيوها- اصلي ترين دليل براي شکل گيري اين موسسه- درون برج بتني سياه رنگي قرار گرفته اند.

فضاي مثلثي، سقفي طلايي رنگ دارد، که برجنگلي از ستون هاي فلزي ظريفي- که در سه مرحله با توجه به شيب سقف، از قطرشان کاسته مي شود- آرميده است. اين سقف شيبدار، بين پارک موزه در مجاورت انستيتو مي باشد.

سفارت هلند در برلين

برلين، آلمان

ساخته شده، 2004- 1997

در برنامه اي که وزارت امور خارجه تقاضا کرده بود، ساختماني منفرد خواسته شده بود، ساختماني منفرد خواسته شده بود، که به وضوح، سيماي متفاوتي در محيط شهر داشته باشد. طرح منطقه بندي، يک بلوک سنتي برليني را براي آن پيش بيني کرده بود.

آرزوي ديگر، حس هلند کاملاً آزاد بود. براي پاسخگويي به آرزوها و قوانين منطقه، کانسپت ساختمان در يک مکعب شيشه اي، که يک برآمدگي دارد، شکل گرفت:

حجمي منفرد،  اما با ارتباطي به ساختمان موجود همسايه در غرب، براي حل تضاد بين بلوک پيرامون و ساختمان مستقل، اتصال هر دو به هم پيشنهاد شد. با جمع کردن توده ي ساختمان در فرم مکعبي که فضاي کافي دارد، سفارت خانه مانند يک ويلا به نظر مي رسد. فضاي سفارتخانه را مي توان به دو قسمت تقسيم کرد: فضاي

عمومي و فضاي خصوصي، فضاي عمومي و همگاني در مسير حرکت قرار گرفته، در حالي که دفاتر خصوصي بين مسير حرکت و پوسته ي نما واقع شده اند. فضاهاي همگاني مانند سالن کنفرانس و اتاق هاي ملاقات- که مراجعه کنندگان مي توانند در آن ها با کارمندان سفارت خانه ملاقات کنند- در حوزه ي عمومي و مسير حرکت قرار گرفته اند .

اين سفارت خانه، يک ساختمان بدون داکت است. همه ي خدمات موردنياز درون معماري قرار گرفته اند. يک کانال، که فشار هواي داخل را تنظيم مي کند، بعنوان داکت عمل مي نمايد. هواي تازه بوسيله ي بازشوهايي در ديوارهاي سازه اي و از طريق فشار منفي که فضاي پرسطح نما ايجاد مي کند، به سمت دفاتر اداري منتقل مي شود.

ديوارهايي که مسير حرکت را از فضاي کار تفکيک مي کند، داراي دو عملکرد هستند: از يک سو قسمتي از سيستم سازه هستند، و از سوي ديگر، کاربري هاي جنبي مانند آبدارخانه، انبار، سرويس بهداشتي و اتاق هاي تکثير را در خود جاي مي دهند.

 در طبقه ي دوم و سوم، گردشگاهي در طول نما کشيده شده، که به عنوان يک گالري که از خيابان و رودخانه ديده مي شود، نقش بازي مي کند. در نماي غربي، اتاق تشريفات از حجم کنسول شده است، مانند منبري که بالاي حياط مرکزي قرار گرفته است.

برشي هلندي

روتردام،هنلد

خانه ي دو دوست

ساخته شده، 1988

اين خانه از موقعيت قرارگيري خود، روي خاکريز اتوبان، بهره مي برد، که شامل دوسطح است، يکي طبقه ي ورودي در سطح خيابان و ديگري طبقه ي نشيمن، که در سطح آب است.

يک عنصر شيشه اي - پاسيو- درخانه قرار گرفته تا آشپزخانه، غذاخوري و پذيرايي را گرد خود سازماندهي کند. کف شيشه اي پاسيو به فضاي ژيمناستيک زير آن نور مي رساند. دوتا از ديوارهاي پاسيو متحرک هستند، آنها مي توانند ورودي را پنهان کنند. يک ديوار مستقل، اتاق خواب، اتاق مطالعه و حمام را تعريف مي کند. پانل هاي لغزنده کشيده مي شوند تا براي آن فضاها خلوت بوجود آورند .

انواع گوناگون شيشه- نيم شفاف، شفاف، سبز و يشمي- جلوه هايي از شفافيت، "ديد"، انعکاس، و درجات مختلف ابهام را ايجاد

کرده بود. در اين باغ، يک مسير حرکت از خانه- که از کنار آب گذر مي کند- وجود دارد.

کتابخانه ي عمومي سياتل

سياتل ، امريکا

ساخته شده، 2004-1999

در اين پروژه، تعريف دوباره ي کتابخانه، به عنوان مؤسسه اي که صرفا به کتاب اختصاص دارد، مطرح نبود، بلکه، هدف خلق کتابخانه، به عنوان يک مخزن اطلاعات بود. فضايي که همه ي رسانه ها- جديد و قديم- در يک سيستم جديد و برابر ارائه شوند. در قرني که اطلاعات ، درهر جايي در دسترس است، همزماني همه ي رسانه ها و ارتباط آنها، کتابخانه ي جديدي را خواهد ساخت. اين کتابخانه از فضايي براي خواندن، به يک مرکز اجتماعي با قابليت هاي گوناگون تغييريافته است. ساختمان، به فضاهاي خاصي

تقسيم شده است و انعطاف پذيري در هر بخش وجود دارد. برنامه ي اين ساختمان براي پنج سطح، با ظاهري غيرقابل کنترل و در حال تکثير از عملکردها و رسانه ها، تعريف شده بود. هر سطح، يک حوزه ي برنامه ريزي شده است که بصورت معمارانه اي تعريف شده و براي رفتار بهينه در اندازه، تراکم، و ابهام متفاوت تجهيز شده اند.

فضاهاي بينابين ، سطوحي براي دادوستد هستند؛ مکاني که کتابداران به حاضران اطلاعات مي دهند و آنها را به فعاليت وامي دارند، جايي که ارتباط بين سطوح مختلف برقرار مي شود. اين فضاها براي کار، ارتباط و تحرک، سازماندهي شده اند. اين ساختمان در بين آسمان خراش هاي تيپ آمريکايي، بگونه اي ظاهر مي شود که همزمان، پراحساس است( سطوح شيب داري که غيرمعمول اند و کيفيت هاي نور روز دلپذيري را بوجود مي آورند)، زمينه

گرا است (هر سمت ساختمان با تأثير از ويژگي شهري مجاورش بوجود آمده است) و نمادگرا است و سطوح زاويه دار آن، مدرنيته ي جديدي براي شهر سياتل بوجود مي آورد.

گرا است (هر سمت ساختمان با تأثير از ويژگي شهري مجاورش بوجود آمده است) و نمادگرا است و سطوح زاويه دار آن، مدرنيته ي جديدي براي شهر سياتل بوجود مي آورد.

گرا است (هر سمت ساختمان با تأثير از ويژگي شهري مجاورش بوجود آمده است) و نمادگرا است و سطوح زاويه دار آن، مدرنيته ي جديدي براي شهر سياتل بوجود مي آورد.

 آخرین اثر رم کولهاس در هامبورگ آلمان را می توان به جرات یکی از شاهکارهای این هنرمندمعماردانست

این اثر ارزشمند، جذاب، درخشان و ارگانیک که با " آمتیستا " (Ametista  ، سنگی قیمتی از خانواده

n  quart با رنگ بنفش) مقایسه شده است، در محله Überseequartier واقع می شود که مرکز فرهنگی شهر هافن سیتی(HafenCity) است.

پروژه جدید رم کولهاس محصول همکاری با اریک ون اگرات (Erick van Egeraat) می باشد.

این مرکز علمی شامل یک آکواریوم بزرگ و یک تئاتر علمی است که بدلیل فرم و عملکردش به واقع حس

وارد شدن به یک ماشین زمان را به بازدید کنندگان انتقال می دهد.

این مرکز علمی شامل یک آکواریوم بزرگ و یک تئاتر علمی است که بدلیل فرم و عملکردش به واقع حس

وارد شدن به یک ماشین زمان را به بازدید کنندگان انتقال می دهد.

کانسپت ساختمان همانند یک سنگ ارزشمند و یک صدف و یا بهتر است بگوییم یک حلقه یونیک قابل

ملاحظه است.

تامل در آثار متاخر این معمار مارا به مضامین ؛ بشریت – مرگ – آب – نیروی طبیعت – اوج گرفتن –

کشف – نامرئی – معجزه های موجی – وهم و استعداد پیوند میدهد

کولهاس از معمارانی می باشد که در زمان پی ریزی تفکرات مکتب فولدینگ شروع به کار و فعالیت

حرفه ای خود کرده است. شفافیت بصری، استفاده از سطوح شیشه ای بزرگ به کارگیری فرم های خالص

از ویژگی های کارهای اولیه او (نظیر خانه دو دوست) می باشد که بیشتر تحت تاثیر آثار میس وندروهه بوده

است. موضوعاتی که کولهاس با پیوستگی شایان توجه به آنها می­پردازد، از یک واحد مسکونی تا شهر

وکلانشهر توسعه می­یابند. برای او معماری و شهر باهم عجین هستند. او معتقد است که بدون داشتن ایده ایاز

شهر، فعالیت در زمینه معماری یک تجربه ناکامل باقی می­ماند. بدین ترتیب وی با ارائه نظریات خود در باب

شهرسازی، شهر آرمانی سه میلیون نفره،

n  Plan Voision و شهر تابان لوکوربوزیه را که همگی بر اساس سیاست "تخریب از بن"

طراحی شده اند رد می­کند.کولهاس نه صرفا یک معمار بلکه مهمتر از آن یک نظریه پرداز نیز

می باشد که کار خود را با باز تعریف مفاهیم مدرنیته شروع کرده است.

پیتر آیزنمن: زمانی فکر می کردم فرانک گهری معماری برای آغاز قرن بیست و یکم باشد، ولی آثار کولهاس چیزی هست که قرن بیست و یک را خواهد ساخت.

معماری  ترکیب مخاطره آمیزی از توانایی است     

که ظاهرا گرفتار شکل دادن به دنیا است         

آثار 

خانه دودوست.رتردام هلند.....1988

مجموعه مسکونی تکسوس. فوکوکاژاپن.....1991

ویلا دال آو .پاریس فرانسه.....1991

ایستگاه اتوبوس ویدیویی.گرنینگن هلند.....1991

پلان تیپ.....1993

جهانی شدن.....1993

تالار رقص هلند .لاهه هلند .....1987

هتل ومرکز همایش .آگادیر مراکش.....1990

موزه معماری. رتردام هلند.....1988

مرکز هنرهای معاصر2 رتردام هلند .....1192

ترمینال دریایی.زیبروگ بلژیک.....1989

کتابخانه بسیار بزرگ.پاریس فرانسه.....1989

مرکز هنرو رسانه ای .کارلسروهه المان.....92-1989

کنگروسپو(کنگره ی بزرگ لیل)لیل فرانسه.....1994

شهر عام راهنما.....1994

پارک لاویلت.پاریس فرانسه.....1982

برج اداری زاک دانتون.لادفانس .پاریس فرانسه.....93-1991

یرولیل:مرکز همایش بین المللی.لیل فرانسه.....1994

کتابخانهای ژسیو.پاریس فرانسه.....1993

ساختمان آموزشگاه اوترخت.هلند.....96-1992

خانه بردو.بردو فرانسه.....98-1994

شهر موسیقی. پرتو پرتغال.....2005-1999

شعبه مرکزی پردا .نیو یورک امریکا.....2004-1999

کتابخانه عمومی سیاتل.سیاتل امریکا.....2004-1999

گوگنهایم. لاس وگاس امریکا.....2004-1999

موزه هنر لوس انجلس.امریکا.....2001

سا ختمان تلویزیون چین.....2008-2002

سفارت هلند .برلین المان.....2004-1997

ویتنی جدید .نیویورک امریکا.....2006-2001

تاتر لوکسور.رتردام هلند.....1996

 

تفکر رم کولهاس

کوچک زیباست

متوسط انسانی

بزرگ آرمانی

وخیلی بزرگ،شهوت یا رویا

کولهاس روزگاری کوچک ، امروز اما همه اش خیلی بزرگ

ونه رویا

منابع:

تمامی عکسها از سایتهای اینترنتی به آدرس

www.arcspace.com

  www.oma.com

 www.Rem kollhaas.com گرفته شده.

کتاب رم کولهاس گزیده ترجمه ایمان رئیسی

   

+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 2:42 توسط کیمن قربانی نژاد |